تبليغاتX
تمام هستی من
تقدیم به انکه دوستش دارم
دیگه بهونه ای برای  نوشتن ندارم

دیگه اینجا نمی نویسم

اونی که بهونه نوشتنم بود

دیگه واسم حکم یه مرده رو داره

من اونو ....

یادشو....

خاطره هاشو ......

تمام هستیمو  ....

همینجا خاک میکنم

خدا حافظ تمام .......

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 10:1  توسط اگرین | 
من چیستم؟

افسانه ای خموش در آغوش صد فریب

گرد فریب خورده ای از عشوه ی نسیم

خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای

رازی نهفته در دل شب های جنگلی

من چیستم؟

فریادهای خشم به زنجیر بسته ای....

بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

زهری چکیده از بن دندان صد امید

دشنام پست قحبه ی بد کار روزگار

من چیستم؟

بر جا ز کاروان سبک بار آرزو

خاکستری به راه

گم کرده مرغ در به دری آشیان

اندر شب سیاه

من چیستم؟

یک لکه ای ز ننگ به دامان زندگی

و ز ننگ زندگانی آلوده دامنی

یک ضجه ی شکسته به حلقوم بی کسی

راز نگفته ای و سرود نخوانده ای

من چیستم؟

لبخند پر ملالت پاییزی غروب

در جست و جوی شب

یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات

گمنام و بی نشان

در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 20:15  توسط اگرین | 
+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 17:7  توسط اگرین | 

می دانستم که خواهی رفت.....

ماندن تو بهانه بود...همچون زیستن من....!

در میان شمارش معکوس زمان و نفرت

از سکوت لبهایم می گریزی....

ازفریاد چشمهایم چون خواهی گریخت

آنگاه که جاده ها لبریز طنینشان در میان قدمهایت خواهند شکافت؟

می دانم که رفته ای...

عشق تو بهانه بود....همچون نفرت من...!

رفتی تا نباشی و هیچگاه برای شنیدن بودنت نماندی

نماندی تا بگویم:

تو همیشه خواهی ماند و آنچه برای همیشه رفت

معصومیت نگاهی بود و آغوشی پاک....

آنکه برای همیشه رفت من بودم و من بودم باز...

می دانم که رفته ای.....

می دانم....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 9:18  توسط اگرین | 
برات آرزوی شادی میکنم

امیدوارم به هر چی که میخوای برسی

واینکه یادت باشه من تو رو همیشه دوست دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 9:7  توسط اگرین | 
گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.

گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.

گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.

گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.

گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟

نه!فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 19:25  توسط اگرین | 

چه فرقی می کند ؟

در ابتدای راه باشم

يا در انتهای راه

وقتی که به تو ختم نمی شود !

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 16:31  توسط اگرین | 

بعضی از پنجره ها

به باغ باز می شوند

بعضی از پنجره ها به ديوار

مرا به کدام پنجره دعوت می کنی ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 16:26  توسط اگرین | 
خیال آمدنت دیشب به سرم زد

نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد

تمام شب به خیال تو رفت و میدیدم

که پشت پرده اشکم سپیده سر میزد

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 16:16  توسط اگرین | 
فرصتی نمانده

پاهایم خسته اند

باید رفت... باید رها شد از این جسارت مرده

نمیدانم چگونه

چراها در مقابل دیدگانم ریلی به امتداد تمام زندگی ساخته اند؟

شبانه آرزو هایم را در ژرف ترین نقطه کابوس زده ام دفن میکنم

و با بقچه ی خاکستری خاطراتم راهی شهر رویایی خیال میشوم

گام های لرزانم سکوت شب را میشکند.....

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 23:55  توسط اگرین | 
من بی تو ویرانه ای بیش نیستم

گاهی از من ویران یادی کن

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 23:47  توسط اگرین | 
می دانستم درخت را با پرنده ها دوست داری

و مرا

بدون دلی که بر درخت می کندم

دلم را به پرنده بخشیدم

پرنده را به درخت

حالا که تو رفته ای

درخت پرنده ها را پس نمیدهد

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 11:55  توسط اگرین | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 20:8  توسط اگرین | 
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

و یا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه کردی

اگر بد کردمو هرگز به روی خود نیاوردی

                                                     گناهم را ببخش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 11:33  توسط اگرین | 
راحت ميپذيرم که ديگر دوستت ندارم انگار هيچ وقت نداشته ام....

کاش ميشد اينجا نبود...کاش ميشد همه چيز را گذاشت و رفت

کاش راهی برای رفتن بود

کاش.....

دوستت نداشتم

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 15:4  توسط اگرین | 
تو رفتي ولي اگه يه روز چشمات پر از اشک شد و دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني

صدام کن قول نميدم اشکاي تو رو پاک کنم....منم باهات گريه ميکنم

اگه دنبال مجسمه اي سکوتي گشتي تا سرش داد بزني...

صدام کن قول ميدم ساکت بمونم

اگه دنبال خرابه اي گشتي که نفرت و در اون دفن کني

صدام کن قلبم تنها خرابه وجود توست

اگه يه روز صدات کردم بهم نگو کجايي فقط يه لحظه چشماتو ببند وبه من فکر کن

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 11:40  توسط اگرین | 
در سردی لحظه ها فراموش شدیم

در همهمه بی صدا فراموش شدیم

از خاطر یار یادها کوچیدند

ای دل بپذیر ما فراموش شدیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 11:37  توسط اگرین | 
دردهایم را برایت گفته ام

بشنو اکنون این سکوت تلخ را...

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 13:16  توسط اگرین | 

آخر دنیاست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1385ساعت 16:12  توسط اگرین |