![]() |
![]() |
|
| تقدیم به انکه دوستش دارم |
|
اما من ! چه درد اور است از من سخن گفتن ! همچون سایه ای لرزان پاره ابری رهگذر ، بر سینه ی تافته ی غریب این کویر افتاده ام و می نگرم ! که بار سنگینی را که بر دوش های خسته و فرتوت این کلمات نهاده ام و بر پشت زمین روانه کرده ام برگیرد ؟ ! ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 13:34 توسط اگرین |
|
|
من با کوله باری از آرزوهای خاکستری
من با ترانه ای از جنس باران من با رویا های از جنس غروب و همه شاد از آمدنم تولدم مبارک به همین سادگی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 13:31 توسط اگرین |
|
|
شعر هایم را بخوان
وسعت دلت را چه خوب و زیبا در میان ابیات شعرهایم نقاشی میکنم اما کمرنگ بودن آسمانش تنها به خاطر لرزش دستان من از ندیدن توست نه نهان کردن دلت از من! شعرهای مرا بخوان نا گفته های دلم را در همین ابیات شکسته جستجو کن که خدا میداند چقدر نا گفته دارم نه اینکه تو نخواستی بشنوی خودم چیزی نگفتم....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 بهمن1385ساعت 12:53 توسط اگرین |
|
|
روزی دگر گذشت و من همچنان مشتاق....
عطش دیدار تو زجرم میدهد دلم به خاطر تو میتپد اگر روزی تو را ببینم به تو خواهم گفت حالا که رفته ای این لحظه های سیاه تنها توهمی از تو دارد تو نیستی که ببینی چه غریبانه اشک سردم هر شب همدم خاطرات کمرنگ توست روزی دگر خواهم آمدو من باز در انتظار خواهم ماند در انتظار دیدار تو در انتظار چشمان تو در انتظار لحظه ای رویایی و اینچنین عمر من خواهد گذشت......
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 بهمن1385ساعت 18:11 توسط اگرین |
|
|
هرگز از بی کسی خویش مرنج
هرگز از دوری این راه مگو و از این فاصله ها که میان من و توست و هر آنگاه که دلت تنگ من است بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهایی ات از دیدن من جا بخورد و بداند که دل من با توست و همین نزدیکی ست.....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 16:38 توسط اگرین |
|
|
امروز نیستم فردا هم نخواهم بود
ولی دیروز هم که بودم تنها برای تو بودم و تنها برای تو خواندم امروز رفتنی هستم دیگر ماندن ندارم دیگر واژه ای نیست جز پریشانی حالم امروز نیستم فردا هم نخواهم بود دیروز که بودم تنها به عشق تو میماندم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 13:57 توسط اگرین |
|
|
مینویسم از تو........
از تو ای شادترین .از تو ای تازه ترین نغمه عشق. تو که سرسبزترین منظره ای. توکه سرشارترین عاطفه را نزد تو پیدا کردم. و تو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا شاهد اندوهم بود. به تو می اندیشم........ و به تو میبالم........ و شباهنگام آندم که تو را نزد خودم میبینم..... بهترین آرامش در دلم میجوشد..........
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 11:59 توسط اگرین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 13:53 توسط اگرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پندهای زندگی ماه من عروسک سکوت ستاره حس پرواز در اوج بی تو هرگز با تو بابات نمیذاره |
|
RSS
|