تبليغاتX
تمام هستی من
تقدیم به انکه دوستش دارم
من تورا به كسي هديه مي دهم ، كه از من عاشق تر باشد و از من

براي تو مهربان تر

من تورا به كسي هديه مي دهم كه صداي تو را از هزار فرسنگ

راه دور ، در خشم ، در مهرباني

در دلتنگي

در هزار همهمه دنيا

يكه و تنها بشناسد

من تو را سخاوتمندانه به كسي هديه مي دهم ، كه راز آفتاب گردان

و تمام سخاوتهاي عاشقانة اين گل معصوم را

بداند ، و ترنم دلپذير هر آهنگ

هر نجواي كوچك ، برايش يك خاطره مشترك باشد

او بايد از رنگين كمان چشمان تو ، تشخيص بدهد كه امروز هواي

دلت آفتابي است ، يا آن دلي كه من

برايش مي ميرم ، سرد و باراني است

اي بهانة زنده بودنم ، تورا سخاوتمندانه به كسي هديه می دهم ، كه

قلبش بعد از دو بار ديدن تو ، باز هم به ديوانگي

و بي پروائي اولين نگاه من بتپد



+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 9:43  توسط اگرین | 
اگر میدانستی بعد از رفتنت چشمهایم چگونه بیقراری میکنند...

اگر میشنیدی از همسایه ها صدای فریاد دلم را....

اگر میدیدی سردرگمی و اضطراب نگاهم بی برق نگاهت....

اگر بودی و حس میکردی سردی آهم را....

هیچگاه

               هیچگاه

                           رهایم نمی کردی

. * .

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 17:45  توسط اگرین | 

چشمانم را مي بندم
و تمام دنيا فرو مي ميرد .
پلكهايم را مي گشايم و
همه چيز دوباره زاده مي شود .
( گمانم تو را توي ذهنم ساخته ام )

ستارگان
با لباسهاي سرخآبي شان
به والس مي روند
و تاريكي مطلق چارنعل مي تازد …
چشمانم را مي بندم و تمام جهان فرو مي ميرد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 12:28  توسط اگرین |