![]() |
![]() |
|
| تقدیم به انکه دوستش دارم |
|
به کدام ضریح باید دخیل بست...
تا حکم آه نفس های تو را داشت در کدام معبد شمع روشن باید کرد تا گرمی نگاهت را پروانه وار سوخت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 17:21 توسط اگرین |
|
|
دلخوشم به امروز که تو را دارم در کنار آرزوهای خاکستری ام
و نگران فردا و فردا هایی که به سرعت باد می آیند تا تو را از من بگیرند کاش میتوانستم زمان را در همین لحظه نگاه دارم تا همیشه با من باشی و من دلتنگ روزهای بی تو بودن نباشم امروز میخندم ولی قلبم درحسرت نبودنت در امروز های فردا میگرید چه سخت و بی انصافیست این جدایی.... نه! دیگر راضی نیستم دیگر راضی به آنچه خدا خواسته نیستم کفر نمی گویم ولی.... من به این جدایی و دوری راضی نسیتم کاش خدا یا میشنیدی صدایم را که فریاد میزنم که جان مرا در زندان سکوت و پوچی روز های بی او مگیر که ذره ذره وجودم به یاد خاطره هایی ناب مثل شمع در فضای غمگین دلتنگی آب میشود بگذار همین حالا که صدای خنده اش و نگاه ساده اش را میدانم و میفهمم همین حالا که وجودش بهانه بودنم در این پهنه هستی است همین حالا بمیرم....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 19:6 توسط اگرین |
|
|
شبی او را شناختم از نسل ماه بود..... و احساسی به پاکی شبنم گل داشت که مرا مست از باده ی مهر میکرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 17:6 توسط اگرین |
|
|
اگر دنیا به فرمانم شود. امروز هزاران شمع با هزاران شعله قرمز برای تو می افروزم
و خود اما....... در جشن تو به جای هر چه پروانه هزاران بار میسوزم ققنوس وار.... تا شاید باور کنی صادقانه دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 17:44 توسط اگرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پندهای زندگی ماه من عروسک سکوت ستاره حس پرواز در اوج بی تو هرگز با تو بابات نمیذاره |
|
RSS
|