تبليغاتX
تمام هستی من -
تقدیم به انکه دوستش دارم
 

غرور نذاشت بهت بگم بعد از خدا دوست دارم

 

حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره می شمارم

 

تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو

 

سوزونده آفت غرور از حـالا تا هـمیشه مو

 

اگر بهت گفته بودم  حالا تو مال من بودی

 

من تو خیال تو بودم  تو تو خیال من بودی

 

کاش که میون من وتو تو اون روزها حصار نبود

 

هیچی میونمون به جز دلای بـی قـرار نبود

 

انگارکه تقدیرنمیخواست تو در کنار من باشی

 

منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی

 

یه خلوت ساکت وسرد انگار اسیرمون شده

 

نمی شه فکر دیگه کرد ما خیلی دیرمون شده

 

جدایی دستای ما یه اتفاق ساده نیست

 

سواره هرگز با خبر از غصه پیاده نیست

 

تو رفتی حالا دیگه اونور دنیا خونـته

 

انگار نه انگار که کسی اینور آب دیوونـته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 11:33  توسط اگرین |