تبليغاتX
تمام هستی من - بیقرار......
تقدیم به انکه دوستش دارم

و چشمانم بیقرار گریستن بود، تا شاید قطرات باران ابرهای غصه ام، مرهمی باشد بر التهاب دلتنگی های گاه به گاه که با اندک غفلتی از کوله بار تنهایی ام بیرون می پرند و حس کوچک خوشبختی ام را به تمسخر می گیرند و با خنده های سرمستانه شان دلم را به عزای دوری دستانت می نشانند.

آن هنگام، بی تاب تر از همیشه، در پس ویرانی های کوچه دلم به دنبال تو می گردم تا سر بر شانه های مهربانت بگذارم و با گریه هایم به هجوم دلتنگی ها بخندم. اما . . .

آری، تو نبودی و چشمانم بیقرار گریستن بود. . .

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 13:7  توسط اگرین |