![]() |
![]() |
|
| تقدیم به انکه دوستش دارم |
|
لحظه های بی تو بودن را در گوش شب نجوا می کنم
ستاره می شنود و تو را آرزو بر دل می ماند ... آرزوهایم را در لحظه های بی تو بودن می شمارم به گمانم می آید که روزی تک تک این آرزوها را تو حقیقت می کنی ... از فاصله ی رخوتناک با تو بودن تا بی تو بودن گذشته ام و به لحظه های دوری رسیده ام ، در تمام لحظه ها حس غریبی دارم ... حس دریایی که از بی موجی به مرداب بودن رسیده است مرداب تنهاست و من تنهاتر مرداب مرا هم در برگرفته سکوت غریب مرداب حس غریب تنهایی ، حسی که وجودم را در برگرفته تنهایی که چون پیچک بر تن احساسم پیچیده است پیچکی که تا لحظه ای دیگر احساسم را خفه می کند به گمانم تمام لحظه ها و احساسم را تنها تو می توانی از اسارت برهانی . . .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 18:27 توسط اگرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پندهای زندگی ماه من عروسک سکوت ستاره حس پرواز در اوج بی تو هرگز با تو بابات نمیذاره |
|
RSS
|