![]() |
![]() |
|
| تقدیم به انکه دوستش دارم |
|
از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار.... بنویس مهلت بودن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم... من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز فکر چشمهای تو بودم با دلی از غصه لبریز شب عاشقونه من که حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد ندونستم باید از تو میگذشتم وقتی از غربت چشمات می نوشتم....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 آذر1386ساعت 10:58 توسط اگرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پندهای زندگی ماه من عروسک سکوت ستاره حس پرواز در اوج بی تو هرگز با تو بابات نمیذاره |
|
RSS
|