![]() |
![]() |
|
| تقدیم به انکه دوستش دارم |
|
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود دل من عادت داشت که بماند یک جا... به کجا؟ معلوم است به در خانه تو دل من عادت داشت که بماند آنجا پشت یک پرده نور که تو هر روز ان را به کناری بزنی دل من ساکن دیوار و دری که تو هر روز از آن میگذری دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه یک باغچه بود که تو هر روز به آن مینگری.... دل من را دیدی؟ ساکن عشق تو بود یادت هست؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 دی1386ساعت 20:1 توسط اگرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
پندهای زندگی ماه من عروسک سکوت ستاره حس پرواز در اوج بی تو هرگز با تو بابات نمیذاره |
|
RSS
|